اعتماد
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۲/۰۸ ساعت 13:11 توسط SHARP BOY
|
به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن
تعظیم آنان همانند خم شده دو سر کمان است
که هرچه بهم نزدیکتر شوند تیرش کشنده تر است.
کوروش

خدایا:
یار دبستانی من کجاست؟
کو معلمانم ؟
چرا کسی نیست به خاطر نمره جمله نویسی چوب کف دستم بزند؟
من راضیم ! برای نمره صفر، در تعلیمات اجتماعی تا که
بفهمم آقای هاشمی آخر به نیشابور رسید یا نه...
برای رفوزه شدن برای تو کوزه رفتن!
من راضیم به حفظ کردن جدول ضرب...
برای زیر زنگ ایستادن!
می خواهم زبان پارسی را پاس بدارم..
چرا که دلم تصمیم کبری گرفته!
کجا رفتین خاطرات بچگی؟
راستی معلمم! تو بگو...
هنوزم در شیشه مربا را زیر آب گرم بگیریم باز می شود؟
نکنه هیچ چیز مثل سابق نباشد؟
خدایا مرا به مدرسه ام برگردان!
هیــــــــس ...!
ســـــــــاکت ....!
آهستــــه بروید ...!
آهستــــه بیایید ....!
اینجا وجــــــــــــدان ها
همه خـــــــــوابند ... !!!
حواست به دلت باشد