۲۴- مادربادستي گهواره ي كودكش و بادستي ديگردنيا را تكان ميدهد.
۲۵- اگر هر دقيقه زندگي ات را با خشم سپري كني شصت لحظه ي خوشبختي ات را از دست داده اي.
۲۶- خشم مركبي است كه سوارش را بر زمين مي زند.
۲۷- ما لحظاتي را گذرانده ايم تا به خوشبختي برسيم ، غافل از آنكه خوشبختي آن لحظاتي بود كه گذشت.
۲۸- اگر كسي را نداشتي كه به آن بينديشي به آسمان بينديش زيراكه آنجا كسي است كه به تو مي انديشد.
۲۹- انسان ها مي گويند چون خيلي گرفتاريم به خدا نمي رسيم اما واقعيت اين است كه چون به خدا نمي رسيم خيلي گرفتاريم
۳۰- آنچنان زندگي كن كه گويي فردا خواهي مرد و آنچنان بياموز كه گويي تا ابد خواهي ماند.
۳۱- گلي در گلزار بودن هنر نيست گل بودن و زيستن در بيابان هنر است.
۳۲- آنكه بر ديگري پيروز شود نيرومند وآنكه بر خود پيروزشود شكست ناپذير است.
۳۳- در دعايي كه مردم براي باران در بالاي كوه مي خوانند تنها كسي كه چتر با خود به همراه مي آورد به كار خود ايمان دارد.
۳۴- محبت سكه اي است كه اگر در قلك دل كسي افتد نمي توان آن را برداشت مگر آنكه دل را بشكني.
۳۵- به كعبه گفتم تو از خاكي، من ازخاكم چرا بايد به دور تو بگردم؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم.
۳۶- اگر مي خواهي عظمت خدا را بداني، نعمت هاي خود را به توان بي نهايت برسان
۳۷- چه خوب است زندگيمان مانند يك بردار،داراي ابتدا،انتها و جهت باشد. كساني كه ابتدا و جهت زندگي خودرا به خوبي بشناسند به يقين انتهاي خوبي خواهند داشت.
۳۸- هيچوقت مغرور نشو چرا كه برگ هاي درخت وقتي مي ريزند كه فكرمي كنند طلا شده اند.
۳۹- سخت ترين معلم زندگي است، زيرا كه اول امتحان مي گيرد سپس درس مي دهد.
۴۰- به فردي مي گويند:محبت را از كه آموختي؟ او درپاسخ گفت از پسري كه در نقاشي اش خورشيد را سياه كشيد تا پدرش زيرآفتاب نسوزد.
۴۱- اگر بالا نمی رویم لااقل سیبی باشیم که در افتادنش اندیشه ای را بالا می برد.
۴۲- روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره
نه به خاطر اینکه خداست
بلکه به خاطر اینکه دستتو بگیره...
۴۳- غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.
۴۴- خوشبختی، داشتن دوست داشتنی ها نیست، بلکه دوست داشتن داشتنی هاست.
۴۵- هيچگاه فاصله ها حريف خاطره ها نيستند.
۴۶- بياييد مهرباني ها را از آسمان،زلالي را از دريا، صبر را از سنگ و شكوفايي را از گل بياموزيم.
۴۷- ياحسين از با حسين يك نقطه كم دارد ولي باحسين بودن كجا، يا حسين گفتن كجا
۴۸- كاش دوستي آدم ها مثل رفاقت چشم ودست بود،وقتي دست زخم ميشه چشم گريه مي كنه،وقتي چشم گريه مي كنه دست اشكاشوپاك مي كنه.
۴۹- يكي زيبايي منظره را مي بيند،يكي كثيفي پنجره،اين تويي كه تصميم مي گيري چطور به زندگي نگاه كني
۵۰- مي دوني چه فايده اي دارد كه زير باران راه بروي؟كسي متوجه اشك ريختنت نمي شود.
۵۱- بيچاره سنگ، بيچاره سنگي كه از دست كودكي به سمت پرنده اي پرتاب مي شود. نمي داند دل كودك را بشكند يا بال پرنده را؟؟
۵۲- همه مي گويند شيشه ها احساس ندارند ولي وقتي روي شيشه اي نوشتم ياحسين آهسته گريست.
۵۳- هركس به طريقي دل ما مي شكند/بيگانه جدا دوست جدا مي شكند بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست/من درعجبم دوست چرا مي شكند؟