كاسه اشك

معلم عصبي دفتر را روي ميز كوبيد . داد زد: سارا....

دخترك خودش را جمع كرد، سرش را پايين انداخت و خودش را تا جلوي ميز معلم كشيد و با صداي لرزاني گفت: بله خانم؟

معلم كه از عصبانيت شقيقه اش مي زد، توي چشمان سياه و مظلوم دخترك خيره شد و داد زد:

چند بار بگم مشق هايت را تميز بنويس و دفترت را سياه و پاره نكن؟هام! فردا مادرت را بيار مدرسه ، مي خوام در مورد بچه بي انظباتش باهاش صحبت كنم!

دخترك چانه ي لرزانش را جمع كرد.....بغضش را به زحمت قورت داد و به آرامي گفت:

خانم.....مادرم مريضه.....اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق مي دهند

اونوقت ميشه كه مادرم را بستري كنيم كه ديگه از گلويش خون نياد.......

اونوقت ميشه براي خواهرم شيرخشك بخريم كه شب تا صبح گريه نكنه.....اونوقت

اونوقت بابام قول داده اگه پولي باقي موند براي من يه دفتر بخره كه من دفتر داداشم رو پاك نكنم و توش بنويسم......

اونوقت قول مي دهم مشق هايم را.....

معلم صندلي اش را به سمت تخته چرخاند و گفت: بشين سارا و كاسه اشك چشمش روي گونه اش خالي شد.

گلبرگ هایی زیبا

۱- انسان سست و بي ايمان مانند كنده اي مي ماند كه هرچقدر آن را بسوزاني تنها دود ميكند.

۲- گذشته مكان يادگارها،آينده مقام اميدها و حال جايگاه تكليف است.

۳- هر كودكي با اين اميد به دنيا مي آيد كه خدا هنوز از انسان نا اميد نشده است.

۴- ارزش مرد با اندازه همت او، صداقتش به اندازه شجاعتش و پاكدامني اش به قدر غيرت اوست.

۵- به تعداد انسان ها راه براي رسيدن به خدا وجود دارد.

۶- لحظات شادي خدارا ستايش كن،لحظات سختي خدا را جست و جو كن ، لحظات آرامش خدا را مناجات كن،لحظات درد به خدا اعتماد كن ودر تمام لحظات به ياد خدا باش.

۷- زندگي را دوست دارم به شرط آنكه:
ز=زندان نباشد ن=ندامت نباشد د=درد نباشد
گ=گريه نباشد ي=يأس نباشد

۸- زندگي را از دريا بياموز كه براي رسيدن به ساحل بي قرار است.

۹- در معادله ي زندگي آينده هچوقت برابر گذشته نيست.

۱۰- بردن آن نيست كه تاس خوب بياوري بردن آن است كه تاس بد را خوب بازي كني.

۱۱- با سنگ هايي كه سر راهت مي گذارند هم مي تواني چيز قشنگي بسازي.

۱۲- هنگامي كه جهل سايه ي تاريكي اش را روي سرت انداخت آنگاه كتابي بيفروز.

۱۳- با ترازوي كتاب كه خود را مي سنجيم هميشه لاغر به نظر مي رسيم.

۱۴- از زندگي هر آنقدر كه لياقتش را داشته باشيم يه ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.

۱۵- ابر چقدر بخشنده است كه باران خود را به دريا مي دهد و دريا چقدر امانت دار است كه باران را دوباره به او پس مي دهد.

۱۶- اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است/اي اشك آهسته بريز كه غم زياد است

۱۷- خداوندا به من كمك كن كه قبل از آن كه راجع به راه رفتن كسي صحبت كنم، كمي با كفش هاي او راه بروم.

۱۷- خدايا آنكه در تنهاترين تنهايم تنهاي تنهايم گذاشت هيچگاه در تنهاترين تنهايش تنهاي تنهايش نگذار.

۱۹- مرگ به زندگي گفت: چرا من تلخم و تو شيرين زندگي پاسخ داد چون تو حقيقت هستي و من باطل.

۲۰- اي كاش زندگي فوتبال بود تا خوشي را پاس، جدايي را شوت، بي وفايي را خطا، غم را آفسايد و محلت را گل مي كرديم.

۲۱- وقتي تنهاييم دنبال يه دوست مي گرديم، وقتي پيدايش مي كنيم دنبال عيب هايش مي گرديم، وقتي از دستش مي دهيم دنبال خاطره هيش مي گرديم.

۲۲- مرگ به معناي پوسيدن نيست بلكه به معناي از پوست در آمدن است.

۲۳- عاشق تنها زيبايي صورت را مي بيند وعاقل زيبايي سيرت را و عارف هردو را با هم تماشا مي كند.

۲۴- مادربادستي گهواره ي كودكش و بادستي ديگردنيا را تكان ميدهد.

۲۵- اگر هر دقيقه زندگي ات را با خشم سپري كني شصت لحظه ي خوشبختي ات را از دست داده اي.

۲۶- خشم مركبي است كه سوارش را بر زمين مي زند.

۲۷- ما لحظاتي را گذرانده ايم تا به خوشبختي برسيم ، غافل از آنكه خوشبختي آن لحظاتي بود كه گذشت.

۲۸- اگر كسي را نداشتي كه به آن بينديشي به آسمان بينديش زيراكه آنجا كسي است كه به تو مي انديشد.

۲۹- انسان ها مي گويند چون خيلي گرفتاريم به خدا نمي رسيم اما واقعيت اين است كه چون به خدا نمي رسيم خيلي گرفتاريم

۳۰- آنچنان زندگي كن كه گويي فردا خواهي مرد و آنچنان بياموز كه گويي تا ابد خواهي ماند.

۳۱- گلي در گلزار بودن هنر نيست گل بودن و زيستن در بيابان هنر است.

۳۲- آنكه بر ديگري پيروز شود نيرومند وآنكه بر خود پيروزشود شكست ناپذير است.

۳۳- در دعايي كه مردم براي باران در بالاي كوه مي خوانند تنها كسي كه چتر با خود به همراه مي آورد به كار خود ايمان دارد.

۳۴- محبت سكه اي است كه اگر در قلك دل كسي افتد نمي توان آن را برداشت مگر آنكه دل را بشكني.

۳۵- به كعبه گفتم تو از خاكي، من ازخاكم چرا بايد به دور تو بگردم؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم.

۳۶- اگر مي خواهي عظمت خدا را بداني، نعمت هاي خود را به توان بي نهايت برسان

۳۷- چه خوب است زندگيمان مانند يك بردار،داراي ابتدا،انتها و جهت باشد. كساني كه ابتدا و جهت زندگي خودرا به خوبي بشناسند به يقين انتهاي خوبي خواهند داشت.

۳۸- هيچوقت مغرور نشو چرا كه برگ هاي درخت وقتي مي ريزند كه فكرمي كنند طلا شده اند.

۳۹- سخت ترين معلم زندگي است، زيرا كه اول امتحان مي گيرد سپس درس مي دهد.

۴۰- به فردي مي گويند:محبت را از كه آموختي؟ او درپاسخ گفت از پسري كه در نقاشي اش خورشيد را سياه كشيد تا پدرش زيرآفتاب نسوزد.

۴۱- اگر بالا نمی رویم لااقل سیبی باشیم که در افتادنش اندیشه ای را بالا می برد.

۴۲- روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره
نه به خاطر اینکه خداست
بلکه به خاطر اینکه دستتو بگیره...

۴۳- غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

۴۴- خوشبختی، داشتن دوست داشتنی ها نیست، بلکه دوست داشتن داشتنی هاست.

۴۵- هيچگاه فاصله ها حريف خاطره ها نيستند.

۴۶- بياييد مهرباني ها را از آسمان،زلالي را از دريا، صبر را از سنگ و شكوفايي را از گل بياموزيم.

۴۷- ياحسين از با حسين يك نقطه كم دارد ولي باحسين بودن كجا، يا حسين گفتن كجا

۴۸- كاش دوستي آدم ها مثل رفاقت چشم ودست بود،وقتي دست زخم ميشه چشم گريه مي كنه،وقتي چشم گريه مي كنه دست اشكاشوپاك مي كنه.

۴۹- يكي زيبايي منظره را مي بيند،يكي كثيفي پنجره،اين تويي كه تصميم مي گيري چطور به زندگي نگاه كني

۵۰- مي دوني چه فايده اي دارد كه زير باران راه بروي؟كسي متوجه اشك ريختنت نمي شود.

۵۱- بيچاره سنگ، بيچاره سنگي كه از دست كودكي به سمت پرنده اي پرتاب مي شود. نمي داند دل كودك را بشكند يا بال پرنده را؟؟

۵۲- همه مي گويند شيشه ها احساس ندارند ولي وقتي روي شيشه اي نوشتم ياحسين آهسته گريست.

۵۳- هركس به طريقي دل ما مي شكند/بيگانه جدا دوست جدا مي شكند بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست/من درعجبم دوست چرا مي شكند؟