اینجا ایران است یعنی...

اینجا ایران است یعنی...
در یک مکان کثیف...
لطفا در این مکان آشغال نریزید...
پر از آشغال...
.
.
.
لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد.
و آنجا تمیز..

اینجا ایران است یعنی...
در یک مکان کثیف...
لطفا در این مکان آشغال نریزید...
پر از آشغال...
.
.
.
لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد.
و آنجا تمیز..
پسر را براي تحصيل به سوئيس فرستاده بودند و خانواده در انتظار بازگشت مايه افتخارشان روزشماري مي كرد.
غافل از اينكه فرزند نازپرورده نه تنها ره به جايي نبرده با افراد مادون خود نشست و برخاست كرده و گرفتار انواع ناملايمات گرديده و كم كم در سراشيب سقوط مال باخته و آواره كوي و برزن گرديده.
مسافري از آشنايان بر سبيل اتفاق شبي در حال قدم زدن جواني را به نظر آشنايي گوشه خيابان مي بيند و چون كنجكاو مي شود و از نامش مي پرسد همه چيز دستگيرش مي شود و پدر را اشارت داده و به يافتن فرزند نويد مي دهد.
به زحمت پسر را سوار هواپيما كرده و به ايران مي آورد و تحويل خانواده مي دهد.
اما فرزندي كه هيچ از گذشته نشاني نداشت و افيون خاطراتش را زدوده بود.
مادر چه زجري مي كشد وقتي فرزند نمي شناسدش!
دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد پس از دو ماه،
نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت
می کند …
به این مضمون لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از
راه دور ادامه بدهم و باید
بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام !!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع
نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو
داده بودم برایم پس بفرست :بای عشق.روبرت
دختر جوان رنجیـده خاطر از
رفتارمرد، از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد،
برادر، پسرعمو، پسردایی … خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکس ها را همراه با عکس
روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون
روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هرچه فکرکردم قیافه تورا به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را ازمیان
عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان !!